-
۳۳۳
1- عالمه
با گذشت ایام، فاطمه معصومه سلام الله علیها نیز دوران خردسالی را پشتسر گذاشت.
در این سالها محل رشد فاطمه معصومه سلام الله علیها خاندانی بود که او را با دریایی ازعلم و معرفت روبرو ساخت.
پدر،
مادر و برادر که هنگام تولد فاطمه معصومه سلام الله علیها ، جوانی 25 ساله
بود، هر سهدستبه دست هم داده، محیط تربیتی وی را به مکانی بهشتی مبدل
کردند.
خبری در برخی کتب نقل شده است که به خوبی نشان میدهد، فاطمه معصومه سلام الله علیها زیرنظر خانواده در کوتاهترین مدت ممکن مسیر رشد در علوم را نیز پیمود و ازکمالات روحی و معنوی بهرههای فراوانی از پدر، مادر و برادر برد. از این روی دردوران کودکی به راحتی میتوانست جوابگوی سوالهای فقهی و دینی مردم باشد و همینامر که نجمه فرزندش معصومه سلام الله علیها را همانند امام رضا علیه السلام پرورش داده است و هر آنچهدرباره فاطمه در روایات نیامده را میتوان با عنایتبه اخبار مربوط به امامرضا علیه السلام دریافت. یکی از این دست روایات را حاج سید نصرالله مستنبط به نقل ازکتاب «کشف اللئالی» اینگونه ذکر میکند: روزی گروهی از شیعیان وارد مدینهشدند تا سوالهای خود را از امام موسی علیه السلام بپرسند. این کار روش معمول در تمامبلاد اسلامی بود که سالیانه یا در اوقات مشخص از سال گروهی را راهی میکردند تاسوالهای دینی، وظایف شرعی و وجوهات را نزد امام ببرند. آن سال نیز چنینکاروانی از یکی از شهرها به مدینه آمده بود. کاروان پس از ورود به مدینه بهسوی خانه امام راه افتادند به این امید که هم سؤالات خود را بپرسند و هم دیدارحضرت نصیبشان شود. هر چه نزدیکتر میشدند، شوق دیدار افزونتر میشد; تا اینکهجلوی در خانه حضرت رسیدند. در زدند و اجازه ورود خواستند; به آنان اطلاع دادندکه امام در مسافرت است. اندوه فراوان از اینکه نه امام را دیدهاند و نه پاسخبرای سؤالات خود یافتهاند، رنجسفر را دوچندان کرد. هر چند دلشاننمیخواست، ولی باید خداحافظی میکردند و این کار را هم کردند. اسباب و اثاث خودرا جمع کرده، عزم بازگشت نمودند. هوای مدینه سوزان بود و اینک برای کاروانناکام سوزانتر مینمود. گویی پاهایشان از آن خودشان نبود. دخترکی شیرین زبان وخوش سیما از منزل امام سکوت سنگین کاروانیان را در هم شکست. او سوالها را ازآنان گرفت و با دقت تمام پاسخ یکایک نامهها را نوشت و نامهها را دوباره بهآنان بازگرداند. مردان بزرگ کاروان که شاید هفتاد سال از عمرشان را در ایندرگاه به مریدی گذرانده بودند، هرگز چنین صحنهای را به یاد نداشتند، کودکی هشتیا نه ساله چگونه میتوانست جواب سوالهای فقهی را بدهد! آنان در دل میگفتند:
جواب این سوالها اگر آسان بود، همان علمای شهر میدادند. سوالها اینقدر پیچیدهبود که ما نزد امام آوردیم. سبحان الله عجب خاندان پاکیزهای.
شیعیان خسته از سفر این بار با خوشحالی خاطرهای شگفت که خستگی سفر از یادشانبرده بود، از اهل بیتخداحافظی کردند و در میان نسیم لطیفی که از جانب مسجدپیامبر صلی الله علیه وآله وسلم میوزید، آن خانه را ترک کردند. خانهای که مدتی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در آنزندگی کرده بود و هنوز خاطره حضورش برای اهل خانه و مردم مدینه زنده بود.
شیعیان کم کم از مدینه خارج شدند. مردی، از فاصله دور سواری را دید، او راشناخت او امام موسی بن جعفر علیه السلام بود. وقتی نزدیکتر رفتند سیمای امام را همهکاروانیان شناختند بیدرنگ پیاده شدند و شتابان نزد ایشان رفتند. خاطره دخترکذهن همه را به خود مشغول کرده بود. به این جهت در لحظات اولیه برخورد با امامداستان خود را با شور و شادی تمام بازگو کردند و دستخط دخترک را هم نشاندادند. امام تا نامه را گشود، سیمایش از شادی شکفته شد. لبخند ملیحی بر لبانشنقش بست، صورتش را به سوی شیعیانش را برگرداند و با همان لبخند آسمانی سهبار فرمود: «فداها ابوها»:
پدرش به فدایش.
این روایتبر تسلط فاطمه معصومه سلام الله علیها دختر خردسال موسی بن جعفر به مسائل سختولاینحل فقهی و دینی اشاره دارد.
درباره سند روایات علی اکبر مهدی پور مینویسد:
این داستان جالب و پر ارج را مرحوم «مستنبط» از کتاب «کشف اللئالی»;تألیف دانشمند نامی شیعه در قرن نهم; ابن العرندس; متوفای حدود 840 ه. قنقل فرموده است. این کتاب به طبع نرسیده و نسخه خطی آن در کتابخانه شوشتریهاینجف اشرف است که ما دسترسی به آن نداریم.
البته عوامل دیگری در رشد شخصیت فاطمه معصومه سلام الله علیها مؤثر بوده است که از جملهآنها اوضاع سیاسی عصر پدر و برادر است. در دورانی که پدر به شهادت رسید ومنصب ولایتبه برادرش علی بن موسی الرضا علیه السلام تفویض شد. اختلاف بین برادران دیگربه شدت قوت گرفت و آنان برخی با گستاخی تمام در مقابل برادر ایستادند.
برادرانی که از مادران دیگر بودند. اما فاطمه معصومه سلام الله علیها در بین این کشاکشهایتفرقه برانگیز هرگز از موضع دفاع از ولایت رضوی، عقب ننشست، بلکه از شدت علاقهبه برادر، در پی آن حضرت روانه ایران میشود.
تعداد امامزادگان شایسته تعظیم و تجلیل در «دار الایمان قم»که بر فراز قبور مطهرشان گنبد و سایبان هستبه چهارصد نفرمیرسد.
در میان این چهار صد اختر تابناکی که در آسمان قم نورافشانیمیکنند، ماه تابانی که همه آنها را تحت الشعاع انوار درخشانخود قرار داده، تربت پاک شفیعه محشر، کریمه اهلبیتپیمبر(علیهم السلام)، دخت گرامی موسی بن جعفر، حضرت معصومه سلام الله علیها میباشد.
پژوهشگر معاصر، علامه بزرگوار، حاج محمدتقی تستری، مؤلف قاموسالرجال مینویسد: «درمیان فرزندان امام کاظم علیه السلام با آن همه کثرتشان بعد از امامرضا علیه السلام ، کسی همسنگ حضرت معصومه سلام الله علیها نمیباشد. » محدث گرانقدرحاج شیخ عباس قمی به هنگام بحث از دختران حضرت موسی بنجعفر علیه السلام ، مینویسد: «برحسب آنچه به مارسیده، افضل آنها سیده جلیله معظمه، فاطمهبنت امام موسی علیه السلام ، معروف به حضرت معصومه سلام الله علیها است.» بررسیشخصیتبرجسته و فضایل گسترده حضرت معصومه سلام الله علیها در این صفحاتنمیگنجد. در این نوشته به برخی از ویژگیهای آن خاتون دوسرااشاره میکنیم:
2- شفاعت گسترده
بالاترین جایگاه شفاعت، از آن رسول گرامی اسلام است که در قرآنکریم از آن به «مقام محمود» تعبیر شده است. و گستردگی آن باجمله بلند: (ولسوف یعتیک ربک فترضی) بیان گردیده است. همانا دو تن ازبانوان خاندان رسول مکرم شفاعت گستردهای دارند که بسیار وسیعو جهان شمول است و میتواند همه اهالی محشر را فراگیرد:
1- خاتون محشر، صدیقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا سلام اللهعلیها.
2- شفیعه روزجزا، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها .
در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا سلام الله علیها همین بس کهشفاعت، مهریه آن حضرت است و به هنگام ازدواج پیک وحی طاقهابریشمی از جانب پروردگار آورد که در آن، جمله «خداوند مهریهفاطمه زهرا را شفاعت گنهکاران از امت محمد صلی الله علیه وآله وسلم قرار داد.» باکلک تقدیر نقش بسته بود.
این حدیث از طریق اهل سنت نیز آمده است.
بعد از فاطمه زهرا سلام الله علیها از جهت گستردگی شفاعت،هیچ کس و حد اقل هیچ بانویی به شفیعه محشر، حضرت معصومهدخت موسی بن جعفر سلام الله علیها نمیرسد، که امام به حقناطق، حضرت جعفر صادق علیه السلام در این رابطه میفرماید: «تدخل بشفاعتها شیعتناالجنه باجمعهم»: «با شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت میشوند.»
3- عصمت
بر اساس روایتی که مرحوم سپهر در «ناسخ» از امام رضا علیه السلام روایت کرده، لقب «معصومه» را به حضرت معصومه، امام هشتماعطا کردهاند. طبق این روایت امام رضا علیه السلام فرمود: «من زار المعصومه بقم کمن زارنی» «هرکس حضرت معصومه را درقم زیارت کند، همانند کسی است که مرا زیارت کرده باشد.» اینروایت را مرحوم محلاتی نیز به همین تعبیر نقل کرده است.با توجه به این که عصمتبه چهارده معصوم(علیهم السلام) منحصرنیست، بلکه همه پیامبران، امامان و فرشتگان معصوم هستند.و علت اشتهار حضرت رسول اکرم، فاطمه زهرا و امامان(علیهمالسلام) به «چهارده معصوم» آن است که آنها علاوه بر مصونیت ازگناهان صغیره و کبیره، از «ترک اولی» نیز که منافات با عصمتندارد، پاک و مبرا بودند.
مرحوم مقرم در کتابهای ارزشمند: «العباس» و «علی الاکبر» دلائل عصمتحضرت ابوالفضل و حضرتعلیاکبر(علیهماالسلام) را بر شمردهاست. و مرحوم نقدی در کتاب«زینب الکبری» از عصمتحضرت زینب سلام الله علیها سخنگفته است. و مؤلف «کریمه اهلبیت» شواهد عصمتحضرت معصومه سلام الله علیها را بازگو نموده است.
و با توجه به این که حضرت معصومه سلام الله علیها نام شریفشان «فاطمه»است و در حال حیات به «معصومه» ملقب نبودند، تعبیر امام علیه السلام دقیقاً به معنای اثبات عصمت است، زیرا بر اساس قاعده معروف:«تعلیق حکم به وصف مشعر بر علیت است» دلالتحدیثشریف برعصمت آن بزرگوار بیتردید خواهد بود.
4- فداها ابوها
آیت الله سید نصر الله مستنبط از کتاب «کشف اللئالی» نقلفرموده که روزی عدهای از شیعیان وارد مدینه شدند و پرسشهاییداشتند که میخواستند از محضر امام کاظم علیه السلام بپرسند. امام علیه السلام درسفر بودند، پرسشهای خود را نوشته به دودمان امامت تقدیمنمودند، چون عزم سفر کردند برای پاسخ پرسشهای خود به منزلامام علیه السلام شرفیاب شدند، امام کاظم علیه السلام مراجعت نفرموده بود و آنهاامکان توقف نداشتند، از این رو حضرت معصومه سلام الله علیها پاسخ آن پرسشهارا نوشتند و به آنها تسلیم نمودند، آنها با مسرت فراوان ازمدینه منوره خارج شدند، در بیرون مدینه با امام کاظم علیه السلام مصادفشدند و داستان خود را برای آن حضرت شرح دادند.
هنگامی که امام علیه السلام پرسشهای آنان و پاسخهای حضرت معصومه سلام الله علیها راملاحظه کردند، سه بار فرمودند: «فداها ابوها» «پدرش به قربانش باد.» باتوجه به این کهحضرت معصومه سلام الله علیها به هنگام دستگیری پدر بزرگوارش خردسال بود،این داستان از مقام بسیار والا و دانش بسیار گسترده آن حضرتحکایت میکند.
5- بارگاه حضرت معصومه سلام الله علیها تجلیگاه حضرت زهرا سلام الله علیها
بر اساس رویای صادقهای که مرحوم آیت الله مرعشی نجفی(ره) ازپدر بزرگوارش مرحوم حاج سیدمحمود مرعشی (متوفای 1338 ه’ .)نقل میکردند، قبر شریف حضرت معصومه سلام الله علیها جلوهگاه قبر گم شدهمادر بزرگوارش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها میباشد.آن مرحوم در صدد بود که به هر وسیلهای که ممکن باشد، محل دفنحضرت زهرا سلام الله علیها را به دست آورد، به این منظورختم مجربی را آغاز میکند و چهل شب آن را ادامه میدهد، تا درشب چهلم به خدمتحضرت باقر و یا حضرت صادق(علیهماالسلام)شرفیاب میشود، امام علیه السلام به ایشان میفرماید: «علیک بکریمه اهل البیت» «به دامن کریمه اهلبیت پناهببرید.» عرض میکند: بلی من هم این ختم را برای این منظور گرفتهام که قبر شریفبیبی را دقیقاً بدانم و به زیارتش بروم.
امام علیه السلام فرمود: منظور من قبر شریف حضرت معصومه درقم میباشد.»سپس ادامه داد: «برای مصالحی خداوند اراده فرموده که محل دفن حضرت فاطمهسلام الله علیها همواره مخفی بماند و لذا قبر حضرت معصومه راتجلیگاه قبرآن حضرت قرار داده است. هر جلال و جبروتی که برایقبر شریف حضرت زهرا مقدر بود خداوند متعال همان جلال و جبروترا بر قبر مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها قرار داده است.»
6- نامه دعوت
محبت و مودت این خواهر و برادر در سطح بسیار بالا بود، به طوریکه مفارقت امام هشتم علیه السلام برای حضرت معصومه سلام الله علیها بسیار سختبود،جدائی حضرت معصومه سلام الله علیها نیز برای امام هشتم علیه السلام قابل تحمل نبود.و لذا پس از استقرار امام هشتم علیه السلام در مرو، نامهای خطاب بهحضرت معصومه سلام الله علیها مرقوم فرموده، آن را توسط غلام مورد اعتمادی بهمدینه ارسال نمود.
جالب توجه است که حضرت رضا علیه السلام به غلام دستور داد که در هیچمنزلی توقف نکند، تا آن مرقومه را در اندک زمان ممکن به مدینهمنوره برساند.
حضرت معصومه علیه السلام نیز به مجرد دریافت دستخط برادر، رختسفر بستو خود را مهیای سفر نمود.